خرید مجله هاروارد

رسمیت در فرایند مدیریت استراتژیک

صفحه اصلیمدیریت استراتژیکمقالاترسمیت در فرایند مدیریت استراتژیک

رسمیت در فرایند مدیریت استراتژیک

میزان و درجه رسمیت سیستمهای مدیریت راهبردی در میان شرکتهای مختلف بسیار متفاوت است. «رسمیت» به درجه ای که مسئولیتها، اختیارات و فعالیتهای افراد در درون سازمان و در فرآیند انجام کار مشخص شده اند اشاره می کند و معمولاً ارتباط و همبستگی مثبتی میان هزینه، جامعیت، دقت و موفقیت سیستم برنامه ریزی با درجه رسمیت آن وجود دارد و به همین دلیل مطالعه فرآیند مدیریت استراتژیک از این منظر بسیار اهمیت دارد.

عوامل یا نیروهای تعیین کننده نیاز و درجه مناسب رسمیت در شرکتها متعدد هستند که از میان آنها اندازه سازمان، سبکهای مدیریت، پیچیدگی محیط، فرآیندهای تولید، ماهیت مسائل و هدفهای سیستم برنامه ریزی حائز اهمیت هستند.


اما بعضی شرکتها، به ویژه شرکتهای کوچک طبق الگوی کارآفرینی* (Entrepreneurial Mode) اداره می شوند و تحت کنترل یک فرد به تولید تعداد محدودی از محصولات یا خدمات اقدام می نمایند. در این گونه شرکتها ارزشیابی عملکرد بسیار غیر رسمی و شهودی بوده، دارای حیطه محدودی است (درجه رسمیت سیستم پایین است) و بر عکس در بعضی از شرکتهای بزرگ، مانند جنرال الکتریک، فرآیند ارزشیابی بخشی از سیستم طرح ریزی جامع، رسمی، چند سطحی و راهبردی است، هنری مینتزبرگ این رویکرد را الگوی برنامه ریزی** (Planning Mode) می نامد.

مینتزبرگ همچنین الگوی سومی به نام الگوی انطباقی (Adaptive Mode) در حد میانی این دو الگو مطرح می کند که شرکتهای متوسط و در محیطهای نسبتاً با ثبات از آن پیروی می کنند؛ شرکتها در این الگو راهبردهایی را شناسایی و تعقیب می کنند که ارتباط نزدیکی با راهبردهای موجود دارند.

اگر چه تقسیم بندی و تعمیم الگوهای فوق متداول است، با وجود این، غیر معمول نیست که الگوهای متفاوت را همزمان در درون یک سازمان (به ویژه سازمانهای بزرگ) پیدا کنیم، به عنوان مثال ممکن است یک شرکت در بعضی از فعالیتها یا واحدهای خود از الگوی کارآفرینی استفاده نماید در حالی که برای واحدها یا فعالیتهای دیگر الگوی برنامه ریزی یا انطباقی را انتخاب کند.

به هر حال در مدیریت استراتژیک شرکتها در هر سطحی که باشند نمی توان تلاطم شدید محیطی را فراموش کرد؛ تلاطمی که نیاز به انعطاف پذیری سازمان ها را به یک الزام تبدیل کرده است. به اعتقاد شما، کدام مدل توان تعامل بهتری با تغییرات محیطی را دارد ؟

*در الگوی کارآفرینی، معمولاً موسس اصلی شرکت اکثر تصمیمات خرد و کلان و استراتژیک شرکت را اتخاذ می کند.معمولاً استفاده از الگوی کارآفرینی در اولین مراحل رشد شرکتها رخ می دهد.

**در الگوی برنامه ریزی جزییات تمام تصمیمات مشخص می شود.

 

این مطلب توسط آقای سید حمیدرضا عظیمی و با استفاده از منابع زیر تالیف شده است.

دانلود از کتابخانه دانلود این مطلب از کتابخانه پایگاه اطلاع رسانی صنعت

منابع مورد استفاده در این مطلب:

کتاب فارسی:

مدیریت راهبردی(برنامه ریزی،اجرا و کنترل) نوشته جان ای پیترز – ریچارد بی رابینسون ترجمه ی دکتر سید محمود حسینی

Submit to Delicious Submit to Digg Submit to Facebook Submit to Google Bookmarks Submit to Stumbleupon Submit to Twitter Submit to LinkedIn این مطلب را در کلوب داغ کن

الفبای بازاریابی

تقریباً هر چه می خرید از یکی از این 10 کمپانی می خرید

تصویر زیر را ببینید ! این نمودار معنادار نشان می دهد که اکثر خریدهای ما به جیب یکی از این 10 کمپانی می رود ! این 10 کمپانی نا...

ادامه مطلب...
More:

کلیه حقوق این پورتال متعلق به پایگاه اطلاع رسانی صنعت است و استفاده از مطالب آن بدون اطلاع مدیران و هماهنگی با آنها ممنوع است