ماتریس کمی برنامه ریزی استراتژیک (Quantitative Strategic Planning Matrix) یکی از تكنیک ها و ابزار های بسیار شایع در ارزیابی گزینه های استراتژیک و مشخص نمودن
جذابیت نسبی استراتژیها است كه در مرحله تصمیم گیری مورد استفاده قرار می گیرد. این تكنیک مشخص می نماید كه كدامیک از گزینه های استراتژیک انتخاب شده ، امكان پذیر می باشد و در واقع این استراتژیها را اولویت بندی می نماید.
QSPM از اطلاعات مرحله اول (ورود اطلاعات) و مرحله دوم (تلفیق) برای این منظور استفاده می نماید . این ماتریس برای ارزیابی امكان پذیر ی و پایداری راهكارهای پیشنهادی در مواجهه با شرایط محیطی و وضع موجود سازمانی می باشد. در صورتی که در این ارزیابی یک استراتژی توان مواجهه با شرایط درون و برون سازمانی را نداشته باشد، باید از فهرست استراتژی های قابل اولویت بندی خارج شود. بدیهی است این ابزار نیز همانند بسیاری از ابزارهای دیگر، برای استفاده بهینه نیازمند قضاوت مناسب و جامع نگرانه می باشد. در واقع تمام آنچه این ابزارها بطور بالقوه می توانند عرضه کنند برای بالفعل شدن نیازمند دانش و بینش کامل افرادی دارند که امتیازدهی را به عهده می گیرند. در این مطلب به طور خلاصه گام های انجام این روش توضیح داده می شود.
نقشه های ادراکی (Perceptual Map) یکی از ابزارهای مدیریت استراتژیک هستند که عمری حدود 30 سال دارند. نقشه های ادراکی به مدیران کمک می کنند تا بتوانند ارتباط پیچیده ی بین رقبای بازار و معیارهای مصرف کنندگان در تصمیم گیری برای خرید را درک کنند. این ابزار قدرتمند می تواند یک پشتیبان قوی برای تصمیمات استراتژیک پیرامون محصول و بازاریابی باشد.
همان طور که اشاره گردید، نقشه ی ادراکی مربوط به معیارهای مشتریان (مصرف کنندگان) و یا به عبارت دقیق تر، ادارک مشتریان از جنبه های مختلف محصول است (Customer Perception) . در علم بازاریابی بر ارزیابیِ ادراک مشتریان از محصولات شرکت بسیار تاکید شده است. به عبارتی دیگر، استنباط تولید کننده از محصولش چندان اهمیتی ندارد، بلکه ادراک مشتریان از محصول است، که بر موفقیت و شکست آنها تاثیر می گذارد.
وقتی که یک حادثه ی غیر منتظره شروع به تاثیر گذاری بر موسسه می کند، اثرش معمولاً در نوسانات معمولی عملکرد، پنهان می ماند. لذا نخستین پاسخی که به هر تهدید یا فرصت می توان داد این است که از پاسخهایی که قبلاً به حال موسسه مفید بوده، مثل کاهش هزینه یا افزایش کارایی کمک گرفت. مگر این که بتوان از قبل آن تهدید یا فرصت را پیش بینی کرد.
وقتی که اقدامات موفقیت آمزی قدیم، دیگر مفید واقع نمی شود روشن می گردد که موسسه با یک تهدید جدید مواجه شده است. در اینجا نقطه ای به نام نقطه ی شروع منطقی (Rational Trigger Point) را تعریف می کنیم. این نقطه ای است که در آن اطلاعات جمع شده، با درجه ی بالایی از اطمینان نشان می دهند که کاهش عملکرد ادامه خواهد یافت و نیاز به واکنش ویژه است.
نحوه اجرای ضعیف استراتژی های سازمان که مرحله پس از فرموله سازی استراتژی می باشد، باعث ضعیف شدن مراحل بعدی چرخه برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک می
گردد. متأسفانه، تحقیقات بسیاری که در دهه های اخیر صورت گرفته نشان داده که اجرای استراتژی، به دلایل مختلف، در سازمان ها بسیار ضعیف صورت گرفته است. بحث اصلی ما در این جا این است که اجرای استراتژی سنگ بنای اصلی ایجاد یک سازمانِ توانمند است و بهره گیری از اهرم های مناسب پیاده سازی مهمترین بخش در این فرآیند می باشد. در نهایت این که پیاده سازی استراتژی کمک به ایجاد آینده مورد نظر ماست نه بازدارنده آن.در همین راستا هشت اهرم موثر در اجرای استراتژیهای سازمان که آینده مورد نظرمان را شکل خواهند داد، شرح داده شده است.
صفحه 3 از 10
دومین کنفرانس ملی دانشجویی کار آفرینی به همت دانشگاه شاهد و دانشکدۀ کارآفری...
ادامه مطلب...مطالبی که با عنوان « کاریکاتورهای مدیریتی » در سایت منتشر می شوند، شامل تعدادی کاریکاتور است که از وبسایتها و مجلات دیگر انت...
ادامه مطلب...کلیه حقوق این پورتال متعلق به پایگاه اطلاع رسانی صنعت است و استفاده از مطالب آن بدون اطلاع مدیران و هماهنگی با آنها ممنوع است