نوآوری

«نوآوری» (innovation) را این گونه معنی کرده اند: خلاقیت؛ تازگی؛ فرآیند طرح ریزی یك ایده یا شیء جدید یا بهبود ایده یا شیء موجود. اگر چه این واژه در فرهنگ مردم آمریكا از مفهوم ضمنی مثبتی برخوردار است، اما نوآوری مثل تمام فعالیت های انسان، به همراه فوایدی كه به همراه دارد، هزینه هایی را نیز به بار می آورد.

این هزینه ها و فواید، اقتصاددانان، فیلسوفان سیاسی و هنرمندان را برای قرن های متمادی به خود مشغول كرده اند.


ویژگی ها و آثار نوآوری می تواند افکار جدید را به واقعیت تبدیل كرده و ثروت و قدرت به وجود آورد. مثلاكسی كه راه درمان یك بیماری را كشف می كند، این قدرت را دارد كه آن را نزد خود نگه دارد، به دیگران منتقل كند یا به فروش برساند. نوآوری ها همچنین می توانند وضع موجود را بر هم بزنند؛ مثلازمانی که اتومبیل اختراع شد، نیاز به اسب به عنوان وسیله ای برای حمل و نقل از میان رفت. جوزف شومپیتر اصطلاح «تخریب خلاق» (CREATIVE DESTRUCTION) را برای توصیف فرآیندی كه طی آن نوآوری به تكامل اقتصاد بازار آزاد می انجامد، به كار برد.تخریب خلاق زمانی روی می دهد كه نوآوری ها سبب شوند ترتیباتی كه برای مدت طولانی برقرار بوده اند، منسوخ و منابع برای استفاده های دیگر آزاد شوند. این امر به افزایش كارآیی اقتصادی منجر می شود. به عنوان نمونه وقتی مدیر یك بنگاه دستگاه جدیدی را كه جانشین نیروی كار می شود نصب می كند، كارگرانی كه شغل خود را از دست داده اند، آزاد شده و می توانند در یك بنگاه دیگر به كار مشغول شوند که این امر به افزایش بهره وری منجر می شود. در واقع در بسیاری از موارد، با به كارگیری ماشین آلات جدید، تعداد مشاغل موجود عملاافزایش پیدا می كند.

هنری هازلیت (Henry Hazlitt) به دستگاه های پنبه ریسی كه در دهه 1760 میلادی در انگلستان به كار گرفته شدند، اشاره می کند. در آن زمان، صنعت نساجی انگلستان نزدیك به 7900كارگر را در استخدام خود داشت و بسیاری از این افراد که نگران گذران زندگی خود بودند، با به كارگیری ماشین آلات جدید مخالفت می كردند. اما در انگلستان سال 1787، 320هزار كارگر در این صنعت مشغول به كار بودند، اگرچه استفاده از دستگاه های جدید باعث می شد كه مشكلات موقتی برای برخی از كارگران به وجود آید، اما این دستگاه ها با كاهش هزینه تولید، كل ثروت جامعه را افزایش دادند. جالب آنكه حتی امروزه هم نگرانی های مربوط به تكنولوژی و از دست رفتن مشاغل در صنعت نساجی همچنان ادامه دارند. در گزارشی به این نكته اشاره شده كه به كارگیری ماشین آلات جدید در كارگاه های نساجی آمریكا در فاصله سال های 1972 تا 1992 با بیش از 30درصد کاهش در تعداد مشاغل این صنعت همراه بود. با این وجود، ایجاد مشاغل جدید ایننوآوری كاهش را جبران كرد. نویسنده های گزارش فوق به این نتیجه رسیدند كه «ورود به این صنایع و نرخ خلق شغل بالااست و پویایی های بهره وری حاكی از آن است كه كارخانه هایی كه توانسته اند به حضور خود در بازار ادامه دهند، همگی بنگاه هایی قدرتمند بوده اند، در حالی كه بنگاه هایی كه از بازار خارج شده اند، آنهایی بوده اند كه بهره وری كمتری داشته اند.»

به زعم شومپیتر، فرآیند تغییر تكنولوژیكی در بازار آزاد از سه بخش تشكیل می شود: ابداع (خطور كردن یك ایده یا فرآیند جدید به ذهن)، نوآوری (فراهم کردن ملزومات اقتصادی لازم برای پیاده سازی یك ابداع) و انتشار (كه در آن افرادی كه این كشف جدید را مشاهده می كنند، آن را اتخاذ كرده یا از آن تقلید می کنند). این مراحل را می توان در تاریخ چندین نوآوری مشهور مشاهده كرد. دستگاه فتوكپی زیراكس را چستر كارلسون اختراع کرد. وی یك وكیل حق ثبت بود كه نسخه برداری از اسناد قانونی او را به ستوه آورده بود.( كارلسون به همراه دوست فیزیكدان خود پس از چند سال كار خسته كننده سرانجام توانست یك عبارت را در 22 اكتبر 1938 كپی كند. اما صنایع و دولت علاقه ای به توسعه بیشتر این اختراع نداشتند. بالاخره در سال 1944 شركت غیرانتفاعی باتل كه خود را وقف كمك به سرمایه گذار ها کرده بود، به این اختراع علاقه نشان داد. این شركت به همراه شركت هالوید (كه بعدها به زیراكس تغییر نام داد)، در توسعه این ابداع سرمایه گذاری كرد. هالوید در 22 اكتبر 1948 ساخت موفقیت آمیز یك دستگاه فتوكپی را اعلام كرد، اما اولین نمونه تجاری این دستگاه پیش از سال 1950 به فروش نرفت. پس از آنكه 16میلیون دلار دیگر به سرمایه گذاری در توسعه این ایده اختصاص داده شد، دستگاه زیراكس 915 به اولین دستگاه كپی تبدیل شد كه با فشار یك دكمه و با كاغذ معمولی كار می كرد. این اختراع كه به موفقیت بزرگی دست یافته بود، 150میلیون دلار را برای كارلسون به ارمغان آورد. در سال های بعد، شركت های رقیب فروش دستگاه كپی را آغاز كردند و برای اختراعات دیگری مثل دستگاه فكس نیز از تكنولوژی آن بهره گرفتند.

شومپیتر تحلیل خود را در رابطه با نوآوری، به جنبه اقتصادی آن محدود کرد، اما فردریش هایك ادعا کرد كه همین فرآیند در سطح رسوم اجتماعی و فلسفه سیاسی نیز روی می دهد. هایك و اندیشمند معاصر وی، كارل پوپر، نظریه سیاسی «جامعه باز» (open society) را شكل دادند كه در آن بر اهمیت نوآوری در اكتشاف و آزمایش ارزش های اجتماعی تاكید می شود.

به بیان هایك، «وجود افراد و گروه هایی كه به طور همزمان به مطالعه قواعدی می پردازند كه تا حدودی با یكدیگر متفاوتند، فرصتی را برای انتخاب قواعد كارآمدتر فراهم می آورد.» با این وجود فرآیند فوق مزاحمت هایی نیز به همراه دارد.

دلایل مخالفت با نوآوری

مزاحمت و اختلالی كه نوآوری به وجود می آورد، باعث شده كه افراد بسیاری صراحتا با آن مخالفت كرده یا بخواهند آن را كنترل کنند. دلایل مخالفت با نوآوری، از ملاحظات عملی مبنی بر آن كه ممكن است عواقب پیش بینی نشده نوآوری های امتحان نشده فاجعه به بار آورند (مثل وقتی كه یك داروی جدید، عوارض جانبی پیش بینی نشده ای را به بار می آورد) گرفته تا منافع افرادی كه از وضع موجود سود می برند (مثل وقتی كه استودیو های فیلمسازی سعی كردند از رشد دستگاه های ویدئوی خانگی كه فكر می كردند سودآوری آنها را به خطر می اندازد جلوگیری كنند) را در بر می گیرد. به همین نحو، حكومت های دیكتاتوری برای این که اقتدار دیکتاتور از بین نرود، انتخابات و تظاهرات را ممنوع می كنند. ملاحظات نظری مبنی بر آنكه تغییر روند امور، قواعد اخلاقی و اجتماعی را نیز در هم خواهند ریخت، می توانند باعث شوند که نوآوری تحت نظارت قرار بگیرد. مثلالئون كاس معتقد است كه نوآوری در علوم پزشكی، ارزش های اجتماعی و اخلاقی مهمی مثل احترام به طبیعت را نابود خواهد كرد.

افلاطون در كتاب جمهوری خود بیان كرد كه مقامات حاكم در جامعه آرمانی «مراقب نوآوری در موسیقی و ورزش كه بر خلاف نظم تثبیت شده باشد، خواهند بود و به بهترین وجه با آنها مقابله خواهند كرد. زیرا تغییر در سبک های موسیقی همواره آداب سیاسی و اجتماعی را به هم خواهد ریخت». محرک مخالفان نوآوری میل به حفظ نظم پایدار اجتماعی است. اغلب آنها معتقدند که هدف نهایی جامعه سیاسی، ثبات و ماندگاری است.

نوآوری در تكنولوژی به اندازه نوآوری در آداب و قواعد اجتماعی، نظم های تثبیت شده را به هم می ریزد، زیرا تكنولوژی و آداب اجتماعی غالبا به هم تنیده اند. مواجهه بومیان و اهالی آمریكا در قرن نوزده با قدرت بخار، سلاح های گرم و الكل رسوم باستانی و قدیمی آنها را به شدت تحت تاثیر قرار داد و به هم ریخت. به كارگیری تكنولوژی در محل كار، غالبا یكی از هدف های انتقادات علیه نوآوری بوده است.

ابزارهای خانگی كه مقدار كاری را كه زن ها به طور معمول در خانه انجام می دادند كاهش دادند، باعث شدند كه زنان بتوانند خانه را ترك كرده و در رقابت با مردان به جزئی از نیروی كار بدل شوند. یكی از نتایج این امر تصویب قانونی بود كه زنان را از انجام برخی مشاغل خاص بر حذر می داشت. هدف این سیاست ظاهرا حمایت از زنان بود، اما همان طور كه رییس اتحادیه بین المللی تولیدكنندگان سیگار در 1879 اذعان کرد، «نمی توان زنان را از تجارت خارج كرد، اما می توان سهم روزانه آنها از نیروی كار را از طریق قوانین كارخانه محدود ساخت».

دلایل مطرح شده در دفاع از نوآوری

مدافعان نوآوری كه ویرجینیا پوسترل آنها را «پویایی گرا» (dynamist)می نامد، معتقدند كه نوآوری برای حل مشكلاتی كه هزینه های اجتماعی و شخصی قابل ملاحظه ای به بار می آورند، لازم است. مثلاانسان ها در بخش عمده ای از تاریخ ثبت شده خود با بیماری و گرسنگی زندگی كرده اند، اما پیشرفت های تكنولوژیكی باعث درمان بسیاری از این بیماری ها شده اند و تولید غذا را بهبود بخشیده اند؛ همه این موارد پیامدهای منفعت آوری را برای افراد بی شماری به همراه داشته است. حتی اگر چه به كارگیری تكنولوژی هایی كه نیاز به نیروی كار را كمتر می كردند، در ابتدا با از بین بردن شغل كارگرانی كه به انجام كارهای یدی می پرداختند، باعث بروز آشفتگی شد، اما در این فرآیند نقشی اساسی داشت.

علاوه بر آن برخی از مدافعان نوآوری به این نكته اشاره می كنند كه مقداری از آنچه مخالفان به عنوان «هزینه» در نظر می گیرند، در واقع منفعت و فایده است. به عنوان مثال سی پی اسنو در كتاب «دو فرهنگ» خود استدلال می كند كه مخالفان نوآوری از مشكلات گروه های محروم غفلت می كنند یا حتی آنها را با دیدی رمانتیک، مطلوب جلوه می دهند. پوسترل دیدگاه های لئون كاس درباره علم پزشكی را بر این مبنا مورد نقد قرار می دهد و خاطرنشان می سازد که این ادعا كه رنج و درد و بیماری را به عنوان بخشی ضروری از تجربه انسانی، كه باید حفظ شود، در نظر بگیریم به لحاظ اخلاقی غلط است.

در مقابل مدافعان نوآوری، اغلب، برهم زدن نظم های اجتماعی را كه به نظر آنها ناعادلانه است، نافع می دانند. مثلاویكتور هوگو در گوژپشت نتردام، اهمیت انتشار مطبوعات در از بین بردن نظم ناعادلانه اجتماعی قرون وسطی را به تصویر می كشد.

پویایی گراها به هم ریختگی اقتصادی حاصل از نوآوری را همانند آشفتگی اجتماعی ناشی از آن، منفعتی برای مصرف كنندگان و گامی مهم در دستیابی به كارآیی اقتصادی می دانند. خلاصه آن که دینامیک گراها بر اساس ملاحظه انسانی خود برای بقا و شكوفایی انسان ها به دفاع از نوآوری می پردازند.

دانلود از کتابخانه دانلود این مطلب از کتابخانه پایگاه اطلاع رسانی

منبع : دنیای اقتصاد

Submit to Facebook Submit to Google Bookmarks Submit to Twitter Submit to LinkedIn این مطلب را در کلوب داغ کن

نظرات   

 
+11 #1 یه بنده خدا ۱۳۹۴-۰۳-۲۶ ۱۰:۲۴
سلام :lol:
سایت خوبی دارید ولی به درد من نخورد :sad:
من میخوام بدونم که نوآوری در چه مشاغلی وجود دارد
بازگو کردن
 

مطلب ویژه

بیمه تجارت نو ؛ در مسیری کهنه

شرکت بیمه تجارت نو، که در زمستان 94 آغاز به فعالیت کرده است، در کمپین تبلیغاتی بهار 95 که در واقع کمپین ورود به بازار آنها بوده است، اشتباهی نموده است که نشان می دهد در مسیری کهنه قرار گرفته است . متن کامل مقاله را بخوانید

ورود یا ثبت نام



کلیه حقوق این پورتال متعلق به پایگاه اطلاع رسانی صنعت است و استفاده از مطالب آن بدون اطلاع مدیران و هماهنگی با آنها ممنوع است

گوگل پلاس یوتیوب توییتر فیسبوک اینستاگرام